Sana Soltani

Assistant Professor

Update: 2026-08-13

Sana Soltani

Faculty of Physical Education and Sports Sciences / رفتارحركتي و روان شناسي ورزش

Master Theses

  1. تاثیر مداخله مدرسه محور بر شایستگی حرکتی و کارکرد اجرایی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی
    2026
    چکیده: DCD (Developmental Coordination Disorder; DCD) ازجمله اختلالات شایع عصب رشدی در کودکان سنین دبستان است که با ضعف در اجرای مهارت‌های حرکتی ظریف و درشت شناخته می‌شود و در بسیاری از موارد با نارسایی در کارکردهای اجرایی شناختی و هیجانی همراه است. این اختلال می‌تواند تأثیرات نامطلوبی بر جنبه‌های مختلف رشد کودک ازجمله کارکرد تحصیلی، تعاملات اجتماعی، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی برجای بگذارد. با توجه به نقش تعیین‌کننده محیط مدرسه در رشد حرکتی و شناختی کودکان، بهره‌گیری از مداخلات مدرسه‌محور می‌تواند راهکاری مؤثر و در دسترس برای ارتقای توانایی‌های این گروه از کودکان باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر باهدف بررسی اثر یک برنامه مداخله شناختی حرکتی مدرسه‌محور هشت‌هفته‌ای بر شایستگی حرکتی و کارکردهای اجرایی سرد و گرم در کودکان 7 تا 9 ساله دارای DCD انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌تجربی و با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. پس از غربالگری کودکان بر اساس معیارهای تشخیصی DSM-5 و نتایج پرسشنامه DCD-Q و آزمون MABC-2، شرکت‌کنندگان واجد شرایط به‌صورت انتخاب هدفمند در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای ارزیابی متغیرهای پژوهش، از آزمون MABC-2 به‌منظور سنجش شایستگی حرکتی، آزمون Go/No-Go جهت ارزیابی بازداری پاسخ، آزمون استروپ رنگ/کلمه برای سنجش توجه انتخابی و آزمون الاغ گرسنه به‌عنوان شاخص تصمیم‌گیری هیجانی استفاده شد. گروه آزمایش طی هشت هفته، هفته‌ای سه جلسه 45 دقیقه‌ای در برنامه مداخله حرکتی مدرسه‌محور شرکت کرد، در حالی‌که گروه کنترل در این مدت به جز برنامه از قبل تعیین شده مدرسه هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی و به‌ویژه تحلیل کوواریانس انجام گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که اجرای تمرین‌های حرکتی همراه با تکلیف ثانویه شناختی منجر به بهبود معنادار شایستگی حرکتی کودکان دارای DCD شد؛ به‌طوری که کارکرد گروه مداخله در مؤلفه‌های چالاکی دستی، هدف‌گیری و دریافت و تعادل در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت. افزون بر این، نتایج حاکی از بهبود معنادار کارکردهای اجرایی سرد شامل بازداری پاسخ و توجه انتخابی در گروه آزمایش بود. همچنین، مداخله حرکتی مدرسه‌محور موجب ارتقای معنادار کارکرد اجرایی گرم و بهبود الگوی تصمیم‌گیری هیجانی کودکان شد، به‌گونه‌ای که پس از مداخله گرایش بیشتری به انتخاب‌های سودمند و سازگارانه مشاهده گردید. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مداخلات حرکتی مدرسه‌محور می‌توانند به‌عنوان رویکردی مؤثر و کاربردی، نه‌تنها در بهبود مهارت‌های حرکتی بلکه در ارتقای هم‌زمان کارکردهای اجرایی شناختی و هیجانی کودکان دارای DCD نقش مهمی ایفا کنند. یافته‌های حاضر بر ضرورت توجه به مداخلات چندبعدی در محیط‌های آموزشی تأکید دارد و می‌تواند مبنایی علمی برای طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی و توان‌بخشی در مدارس و مراکز مرتبط فراهم آورد.